تبلیغات اینترنتیclose
پیچک (فرامرز عرب عامری)
پیچک (فرامرز عرب عامری)
شعر و ادب پارسی
در روز هاي خــوب و اوج آشنايـي (فرامرز عرب‌عامری ) ( )
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 3 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی ساعت 15:32 تعداد بازديد : 1926 |

در روز هاي خــوب و اوج آشنايـي

دستي تـكان دادي به مفهوم جـدايي

دستي كـه عمري سرپناه شانه‌ام بود

حالا تـكان مي‌خورد با صـد بي‌وفـايي

هـر چنـد ديوار ظريفي بينمـان بـود

آن‌هـم به عشـق روزهـاي روشنايي

وقتي تكان مي‌خـورد دستانت بـرايم

پنـداشتـم ديـوار ها را مــي‌زدايــي

نيلـوفـر زيباي مـن ! هـرجا كـه باشي

از چشـم‌ هاي خسته‌ام دل مـي‌ربايي

پشت نگاهت آب پاشيدم شب و روز

تنهـا بـراي دلخـوشي دل مـي‌ربايـي

 

 

فرامرز عرب‌عامری

http://hamidaa.persianblog.ir/1383/6/



برچسب ها: ,
امتياز : 0 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت
هر روز می روم به مسیری که دیدمت ( فرامرز عرب عامری) ( )
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 3 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی ساعت 15:18 تعداد بازديد : 1089 |

هر روز می روم به مسیری که دیدمت      
  جایی که عاشقانه به جانم خریدمت


جایی که دیدم ای گل زیبا شکفته ای     
       اما  برای  اینکه  بمانی  نچیدمت

یادم نرفته است که چشمان خسته ام     
   افتاده  در  نگاه  تو  بود  و  ندیدمت


یعنی ندیدم آمده باشی برای من      
  اما به چشم آمده ها می کشیدمت

گر من خدات میشدم ای نازنین من       
        این  گونه با  وقار  نمی  آفریدمت


حتی به جای این که بچینم تو را ز خاک     
   یک  عمر  عاشقانه  فقط  پروریدمت

دیوانه ام که با همه ی بی وفائیت   
   سی سال می نوشتمت و می شنیدمت


آری برای اینکه بدانی چه میکشم          
  هر روز می روم به مسیری که دیدمت

فرامرز عرب عامری



برچسب ها: ,
امتياز : 0 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت
ديگر تو را ميان غزل گم نمي كنم(فرامرز عرب عامري) ( )
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 3 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی ساعت 15:04 تعداد بازديد : 1372 |

 ديگر تو را ميان غزل گم نمي كنم
    تا دارمت نگاه به مردم نمي كنم

 


    در گير و دار تلخ رسيدن به عشق
    حتي به جان خويش ترحم نمي كنم

 


    اين فصل پا به ماه غمي ژرف گونه بود
    هرگز به اين بهار تبسم نمي كنم

 


    من در بهشت عشق تو آدم شدم، ولي
    خود را خراب خوردن گندم نمي كنم

 


    اي بهترين بهانه براي نمردنم
    ديگر تو را ميان غزل گم نمي كنم

 

 

فرامرز عرب عامري

 



برچسب ها: ,
امتياز : 0 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت
افتاد خم شدم که برش دارم آب شد(فرامرز عرب عامری) ( )
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 3 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی ساعت 14:51 تعداد بازديد : 2124 |

افتاد خم شدم که برش دارم آب شد
فرقی نکرد آدم و گندم خراب شد
 
از ابتدای خلقتمان معصیت شکفت
وجدانمان دچار هزاران عذاب شد

رفتیم تا گلیم خود از گل بدر کنیم
بهتر نشد که هیچ ، زد و منجلاب شد

بعدش بهار در خم این کوچه باغ مرد
عکسش به روی طاقچه ها رفت و قاب شد
 
دستی که دوست آمد و بر شانه ام گذاشت
در گیر و دار حادثه روزی طناب شد
 
اختر شناس دهر سرش زیر آب رفت
ولگرد شهر یک شبه عالیجناب شد

دیروز مردی از سر زیبایی و جمال
در پیش چشم ما به زنی انتخاب شد
 
امروز دامن همه دختران شهر
کوتاهتر به کوری چشم حجاب شد
 
فردا کدام فاجعه رخ می دهد عزیز
در عالمی که عفت و غیرت سراب شد
 
مردی به جای پول زنش را گرو گذاشت
این هم جنایتی که از این هفته باب شد
 
دیگر دعا کنیم خدا مرگمان دهد
شاید دعای خسته دلان مستجاب شد

این آبرو به قالب یک رو در آمد و
تا ریخت خم شدم که برش دارم آب شد

فرامرز عرب عامری

 http://ghazalkhane.mihanblog.com/post/tag



برچسب ها: ,
امتياز : 0 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت
رفتنت آغاز ویرانی است، حرفش را نزن(فرامرز عرب عامری) ( )
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 3 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی ساعت 14:49 تعداد بازديد : 1510 |

رفتنت آغاز ویرانی است، حرفش را نزن
ابتدای یك پریشانی است، حرفش را نزن

گفته بودی چشم بردارم من از چشمان تو
چشمهایم بی تو بارانی است ، حرفش را نزن

آرزو كردی كه دیگر بر نگردم پیش تو
راه من، با این كه طولانی است، حرفش را نزن

عهد بستی با نگاه خسته ای محرم شوی
گر نگاه خسته ی ما نیست ، حرفش را نزن

خورده ای سوگند روزی عهد خود را بشكنی
این شكستن نا مسلمانی است ، حرفش را نزن

حرف رفتن می زنی وقتی كه محتاج توام
رفتنت آغاز ویرانی است ، حرفش را نزن

فرامرز عرب عامری

 

 http://www.ghazalkhane.mihanblog.com/post/tag



برچسب ها: ,
امتياز : 0 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت
من از خدا که تورا آفرید ممنونم (فرامرز عرب عامری) ( )
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 3 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی ساعت 14:47 تعداد بازديد : 1546 |

من از خدا که تورا آفرید ممنونم       
         ازآنکه روح به جسمت دمید ممنونم


ازآنکه مثل بت کوچکی تراشت داد          
      ازآنکه طرح تنت را کشید ممنونم


توراه می روی اندام شهر می لرزد         
         من از تمام درختان بید ممنونم

در این غروب در این روزهای تنهایی      
   از اینکه عشق به دادم رسید ممنونم


من از کسی که عزیز مرا به چاه انداخت      
        وآنکه آمدو اورا خرید ممنونم


من از نگاه پریشان آن زلیخایی             
        که خواب پیرهنم را درید ممنونم

چنان گداخته ی شاهرود چشم توام          
       که از ابوالحسن وبایزید ممنونم


تمام مردم این شهر دوستت دارند            
  من از حسین ورضاو مجید ممنونم


چقدر خوب وقشنگی چقدر زیبایی         
         من از خدا که تو را آفرید ممنونم

 

 فرامرز عرب عامری

http://ghazalkhane.mihanblog.com/post/tag/%D8



برچسب ها: ,
امتياز : 0 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت
اینجا به دل سپردن من گیر داده اند(فرامرز عرب عامری ) ( )
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 3 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی ساعت 14:46 تعداد بازديد : 2319 |

اینجا به دل سپردن من گیر داده اند

 مشتی اجل به بردن من گیر داده اند
 

اینجا همیشه آب تکان می خورد از آب

اما به اب خوردن من گیر داده اند
 

مانند شمع در غم تو آب می شوم

مردم به فرم مردن من گیر داده اند
 

چشم انتظار دست تو اصلا نمی شوم

 وقتی به شال گردن من گیر داده اند
 

در شهر،حس و حال برادر کشی پُر است

 گرگان به جامه تن من گیر داده اند
 

دامن زدم به خون که بدست آورم تو را

 این دست ها به دامن من گیر داده اند
 

گر پا دهد برای تو سر نیز می دهم

اینجا به دل سپردن من گیر داده اند
 

 

فرامرز عرب عامری 

 http://sheer-va-adab.blogfa.com/cat-43.aspx

 



برچسب ها: ,
امتياز : 0 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت
این روزها چه قدر هوای تو می کنم(فرامرز عرب عامری) ( )
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 3 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی ساعت 14:41 تعداد بازديد : 1502 |

تخته سنگ

 

 
 این روزها چه قدر هوای تو می کنم

 حتی غروب، گریه برای تو می کنم

 

گاهی کنار پنجره ام می نشینم و

 چشمی میان کوچه، رهای تو می کنم

 

خیره به کوچه می شوم اما تو نیستی

 یاد تو، یاد مهر و وفای تو می کنم

 

خود نامه ای برای خودم می نویسم و

 آن را همیشه پست به جای تو می کنم

 

وقتی که نامه می رسد از سوی من به من

 می خوانم و دوباره هوای تو می کنم

  

  

 

فرامرز عرب عامری

 

http://tekish.blogfa.com/post-180.aspx

 



برچسب ها: ,
امتياز : 0 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

صفحه قبل 1 صفحه بعد